دنیای سلام

به نقطه ای نامعلوم که خیره می شوی،

تمام ستاره های آسمان

بر سرم شهاب می شوند!

بیا لحظه ای به طعم ِ شیر ِ مادرانمان بیندیشیم!

به سر براهی ِ سایه های همسایه!

به کوچ ِ کبوتر،

به فشفشه های خاموش،

به ونگ ونگ ِ نخست و بنگ بنگ ِ آخرین...

هر دو سوی ِ چوب ِ زندگی خیس ِ گریه است!

فرقی میان زادن ِ نوزاد و پاره کردن ِ پیله و رسیدن سیبها نیست!

کسی صدای پروان ها را نمی شنود،

وقتی با سوزن ِ ته گرد

به صلیبشان می کشند!

کسی گریه درخت را

به وقت ِ چیدن ِ سیبهایش نمی بیند!

ولی یک روز،

یک روز ِ خدا

چشمها بیدار و گوشها شنوا می شوند،

هیچ دستی برای شکار پروانه ها تور نمی بافد،

سیبهای رسیده از درخت می افتند

و تو دیگر،

به آن نقطه تار ِ نامعلوم،

خیره نمی شوی!

یغما گلرویی

 

پ.ن: دوباره از اشک سرازیر

دوباره از گفتن خاموش

به تو می اندیشم

بدون بهانه می نویسم

نمی شود که گفت

نمی شود که خواند

نمی شود که نوشت

باید در خفا ماند

باید در روشنا مرد

تا باورشان شود

یا باورشان نشود

ای مردم در آسایش زندگی

من در زندگی مردم

ما کجاییم؟

در باران در برف در جاده در زمان در مکان

باید تو را فریاد زد اما با کدامین صدا

فریادت زدم اما به چه صدایی؟

به خشم فریادت زدم

اعترافت کردم

گفتم نیستی

گفتم خدایی نیست می فهمی گفتم خدایی نیست

در اعترافم قلبم درد می کرد و اشکم را قورت دادم

می دانستم که هستی در ذره ذره حرکت زندگی جریان داری

ولی کسی که نمی شناسدت به زبان من

بگذر و راحتم بگذار

راحتم بگذار می خوام کافرم بخوانند

کافر بودنم را به آن باخدایان بی احساس ترجیح می دهم

کافرم و من خدایی ندارم آری این بهتر است

این لذت بخش است بگذار همان باشم که می خواهم

من به بودنت اعتقادی ندارم

تویی که بندگانت در دلم چنگ می زنند

تویی که اینگونه کافرم کردی

بگذار کافر باشم من کافرم

تو نیستی تویی که ندای قهری من تو را نمی شناسم

اما خدای قهر مردمم

تو چه می خواهی از دل سیاه این بندگانت

نمی دانم تو را نمی شناسم من تورا

تونیستی آره تو نیستی 

 

 

/ 6 نظر / 17 بازدید
حسن قاسمی سیانی

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی دارین. مایلید تبادل کنیم؟ sianparsian.persianblog.ir سیان پارسیان

ئامانج

سلام با عرض ادب خدمت صداقت پیشه خوبان بنده بنا به سفری که برام پیش اومد حدود چند ماه است که نبوده ام و درست دیشب که میخواستم بعد مدتها برگردم شما بهم سر زدی؛ خیلی ممنون وسپاسگزارم که هنوز دوستی مان را فراموش نکرده ایی ؛ برایت بهترینها را آرزومندم و امیدوارم به تمام آرزوهایتان برسی و همیشه با قلب سرشار از مهرتان پاینده ومانا باشید.

احمد پایمرد

دلم را هاله مهتاب کردم صدای لحظه ها را خواب کردم به یاد چشم هایت ، نازنینم تمام آسمان راقاب کردم

از مهین آباد

پیامبر اعظم ص: لَوْ یَعْلَمُ الْعِبادُ ما فِی رَمَضانَ لَتَمَنَّت اَنْ یَکونَ رَمَضانُ سَنَهً «اگر مردم می دانستند در ماه رمضان چه برکاتی هست ، آرزو می کردند رمضان یک سال باشد »

ئامانج

سلام راجب شعر یغما گلرویی که عالی ولی شعر دوم هم کم نظیر و عجیب است که این روزها ما مردم همه از هم گریزان هستیم و همچو دیوان یگدیگر را آزار میدهیم و چون پریها فضای آسمان را در پی هم جستجو می کنیم ؛ از شعر دوم خیلی خوشم آمد و حرف دل خیلی از مردم است در این روزها؛ افکارتان شیوا؛قلمتان روان؛ قلبتان مالامال از مهر و محبت. در پناه حضرت دوست پاینده و مانا باشید. ایامتان قرین لطف الهی

حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] سلام دوست گرامي. [گل] ضمن تبريک ولادت با سعادت امام زمان(ع) خدمت شما؛[گل] اين پيام، کارت دعوتيست محضر شما عزيز. خوشحال خواهم شد در کلبه خود در خدمت شما باشم. مطمئنا «مطالب متنوع وبلاگ»، که پاسخگوي بسياري سوالات ذهني شماست، مطلوب شما قرار خواهد گرفت. @@ چرا گناهکاران ثروتمند هستند؟[گل] @@ چرا امام زمان(علیه‏ السلام) را «قائم» مى‌‌نامند؟[گل] @@ در «رجعت»؛ چه کسانی با ظهور امام عصر(عج) به دنیا باز می‌‌گردند؟[گل] [گل] منتظر حضور و البته «نظرات ارزشمند» شما گرامي هستم.[گل] موفق و منصور باشيد. http://bia2mofid.persianblog.ir [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]