دیوارها

در مرز نگاه من
از هرسو
دیوارها
بلند،
دیوارها
بلند،
چون نومیدی
بلندند.
ایا درون هر دیوار
سعادتی هست
وسعادتمندی
و حسادتی؟-
که چشم اندازها
از این گونه مشبکند
و دیوارها ونگاه
در دور دست های نومیدی
دیدار می کنند،
و آسمان
زندانی است
از بلور؟

/ 6 نظر / 22 بازدید
عينک سه بعدي اصل

خريد عينک سه بعدي کامپيوتر با قيمت ويژه فقط در اينجا، اين عينک به صورت کاملا اصلي و استاندارد کامل عرضه ميشود ���

شوکران

بسیارعالی خانم صداقت پیشه[گل]

khodai

سلااااااام [لبخند][گل]خوبی عزیز دلم؟؟؟؟؟[ماچ]خوشحال شدم از حضورت گلم[گل][بغل]خیلی دوست دارم[قلب][قلب][قلب]

khodai

گفتم به گل زرد چرا رنگ منی افسرده و دلتنگ چرا مثل منی من عاشق اویم که رنگم شده زرد تو عاشق کیستی که هم رنگ منی[گل][گل][قلب][قلب][قلب]

ئامانج

سلام با عرض ادب خدمت صداقت پیشه مهربان؛ فقط میتوانم عالی و زیبا نگاشته ایی و این دیوارها و فاصله ها که به اجبار انسان را دربر میگیرد گاهاً کشنده ومرگ آور است. ایامتان قرین لطف الهی

ئامانج

صداقت پیشه ارجمند چون وبلاگ شما یک وبلاگ ارزشیست برام افتخاره که با شما آشنا شده ام اگر چه در اوایل گاهاً در مورد نوشته هاتون دچار سر درگمی میشدم و درک نوشته هاتون برام سخت بود اما با گذشت زمان بیشتر و بیشتر شما را شناختم و یک بار دیگر به این مهم نائل آمدم که پیش داوری در باره هیچ کس کاره صواب داری نیست و باید ابتدا یک شخصیت را کاملاً بشناسی و بعد حق داری راجبش نظر بدی و حالا قرین یک سال که از آشنایمان گذشته میتوانم در باره شخصیت شما اینگونه داوری کنم که انسانی فرهیخته و نیک اندیش هستی که شاید زندگی در یک نقطه با شما خوب تا نکرده و شما را از خواستنی منع کرده . ایحال برایتان احترام قالم و نوشتهای تان هم را همه ارزشی و با محتوا می بینم[گل][گل][گل][گل][گل][گل] در یک کامنت نوشته بودی که چرا ئامانج دیگه مثل سابق از سوز وگداز عشق نمی نویسد که باید بگویم تا بدانی که علت چیست. رقیه عزیز همه چیزم ؛ امیدم؛ نفسم؛.............. خودش را از من گرفت و دیگر توانایی نوشتن نوشته هی سوز دار برایم باقی نمانده درست مثه اینکه روح یک نفر را قبل از اینکه بمیرد از او باز پس گیرند. ایامتان قرین لطف الهی