لالایی های تازه ام

چه فرق می کند با کدام لهجه درد می کشم

هربار دوست داشتن

مرا یاد شکم های برآمده می اندازد

و فکر می کنم باید به جای عشق

برای دکمه هایم دلیل محکم تری می آوردم

 

زن

زاییده نمی شود

ساخته می شود

و دختری که صدای گریه های عروسک تازه اش

از تمام شریان هایش عبور می کند

چه دیر می فهمد اگر گل های چادر مادرش را

محکم تر بو می کرد

هیچ وقت گم نمی شد

و چه زود یاد می گیرد لالایی های تازه اش را

باید خرج آجرهای خانه اش کند

تا مدادهای رنگی دخترش

سقف ها را با درد کمتری روی دیوارها بکشند

 

می دانم

قرار بود هیچ وقت برای تو لالایی نگویم

تا صبح ها به خاطر پرهای خیس بالش من

به رنگ آسمان شک نکنی

و به آوازهای غمگین پرنده هایی

که هرشب تخم های شکسته می گذارند

 

قرار بود هیچ وقت لالایی نگویم

چیزی نگویم

اما در گلویم آوازهای هزاران پرنده ی مرده گیر کرده است

و زندگی دست هایش را

هر شب دور گردنم قفل می کند و کلیدش را

خانه های کوچک نقاشی های تو قورت می دهند.

 

 "لیلا کردبچه"

/ 5 نظر / 15 بازدید
amang

سلام با عرض ادب خدمت دوست اندیشمند و فرهیخته ام صداقت پیشه همیشه خوبان؛ از اینکه از خانم لیلا کرد بچه پست گذاشتید بی نهایت ممنون و سپاسگزارم چون بنده قبلاً هیچ آشنایی با این شاعره معاصر نداشتم و از توضیحاتی که راجب ایشان دادی بی نهایت ممنون وسپاسگزارم. خب آدم وقتی دوستان چون شما فرهیخته ایی داشته باشد مثل اینست که همیشه به دایرۀ المعارفی از شناختها دست رسی داشته باشید. حالا که به لطف شما بزرگوار با این شاعره معاصر آشنا شدم و شعر پر محتوایی هم که شما در این پست گذاشتی بنده را ترغیب کرد بیشتر در باره ایشان تحقیق کنم چون واقعاً شعرشان خیلی ارزشی و پر محتوا بود. خدا را شاکرم که در این دنیای مجازی دوستانی دارم که همگی ارزشها برایشان معنا دارد و از قدرت شناخت و معارف خاص برخوردارند و خوبی اینگونه دوستیها اینکه به لطف شما بنده با خانم لیلا کرد بچه آشنا شدم. از حضرت دوست برایتان بهترینها را آرزومندم.پاینده ومانا باشید. ایامتان قرین لطف الهی

احمد پایمرد

بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده ام همچو نسیم ازین چمن پای برون کشیده ام شمع طرب زبخت ما آتش خانه سوز شد گشت بلای جان من عشق به جان خریده ام حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود تا تو زمن بریده ای من ز جهان بریده ام تا به کنار من بدی بود به جا قرار دل رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده ام چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون ای گل تازه یاد کن از دل داغدیده ام تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده ام یا ز ره وفا بیا یا ز دل رهی برو سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده ام

شادی

ایام شهادت مولی متقیان امیرالمومنین تسلیت باد.

شادی

ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺍﯼ ﻣﺤﻔﻞ ﻭﺻﻒ ﯾﺎﺭ!ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺍﯼ ﻣﺎﻩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ! ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺍﯼ ﺳﺮﺑﮧ ﺳﺮ ﺷﻮﺭﻭ ﺣﺎﻝ! ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﻭﺻﺎﻝ!ﻋﯿﺪﺳﻌﯿﺪﻓﻄﺮ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﺎﺩ.