قصدم بی حرمتی به ساحت مقدست نبود

قصدم بی حرمتی نبود باور کن

تکه ای از دلم بود باور کن

کنده شد از قلم بر افتاد بر روی کاغذ

نمی دانم کجا باور شد و ریخت از انگشتام

باور کن به لبخندی من تو را می بخشم

ببخشای این دیده پر از غصه و تب را

باور کن بی بهانه خواستم بدانی

نمره دادن کار من نیست باور کن

اما حال که داده ام خوب داده ام مگر نه!!!!!!!!!!!

خوب خوب توپ توپ !!!!!!!!!!!!

بیست من با تو در ساز رهاییست

از بند غم ها و ترسهایم

آن زمان در کنار تو خواهم بود

بی ترس و بی بهانه های بیخالی

باور کن جز نقش بستن لبخندی بر گوشه لبهایت

هیچ هیچ نبود آررزوی من

که نگاشتم صفری گنده بر شعر هایت

هیچ باور کنی یا نه نمی دانم

بیست دادم بر لبخند پر از وفایت

خان دادش خجالتخجالتخجالت

 

/ 2 نظر / 17 بازدید
khodai

آری عشق دو نیمه دارد نیمی از آن عشقی است که دل تو را بیقرار کرده است و نیمی دیگر آن محبتی است که در دل من می تپد[قلب] بسلامتی محبتی که بین شما و داداشتون هست[گل][هورا] ان شا....همیشه سلامت و شاد باشین[ماچ][بغل]

khodai

شــــــب یعنی پایان با تو بودن ای کاش می شد شب نیز جلو دارمان نبود در انتظار شب های با تو هستم شب خوبی داشته باشی[ماچ][گل][خداحافظ]