...

دیشب به یاد روی تو تنها گریستم
تنهای بی امید چه شبها گریستم
از چنگ غم بخلوت اندیشه های عشق
بردم پناه و بی تو در آنجا گریستم
سر می کشد چوشعله تمنای او ز دل
زین جانگذاز درد تمنا گریستم
پنهان نمی شود چکنم؟ ماجرای عشق 
در عشق او نهانی و آشکار گریستم
یکروز خنده زد دلم از گرمی امید 
عمری ز سرد مهری دنیا گریستم
روشن نشد ز بخت سیاهم چراغ عمر
امروز از سیاهی فردا گریستم
آتش زدند بر دل من ، تا که همچو شمع
یکجا بسوختم دل و یکجا گریستم
کوتاه بود عمر من و عمر گل ، دریغ 
(پروانه) سان به خنده گلها گریستم

 

 دیشب به یاد روی تو تنها گریستم - علیرضا میثمی "پروانه"

/ 1 نظر / 17 بازدید
m

ادما قدر اونی رو که دارند نمی دونند...